پست ثابت

از آن روز که خـدا اذن عـاشـقی داد 

                                        به مــاتــاج خـــادم النـقی(علیه السلام) داد

اللهم الرزقنا سامرا

حدیث امام علی النقی علیه السلام

پنج درس ارزشمند و آموزنده از امام هادی علیه السلام

یکی از اصحاب حضرت ابوالحسن،امام هادی صلوات الله علیه بنام اسحاق بن ابراهیم حکایت می کند:

روزی به محضز مبارک آن حضرت شرفیاب شدم،شخضتی رادیدم که مجلس اظهار داشت:مدتی است که مبتلا به سردرد شدیدی گشتم

امام علیه السلام فرمودند:ظرفی را با مقداری آب بردار واین آیه شریفه را بر آن بخوان:

أ وَلَمْ يَرَ الَّذينَ كَفَرُوا انَّ السَّمواتِ وَ الاْ رْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتّقْنا هُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيٍ حَيُّ أ فَلا يُؤْمِنُونَ

وسپس آن را بیاشام،که انشاء الله سردرد برطرف خواهد شد.(1)


حضور داشتند،چنین فرمودند:اسم اعظم خداوندمتعال دارای هفتاد و سه حرف

 می باشد که آصف بن برخیا-وصی حضرت سلیمان علیه السلام-یک حرف از آن را

 می دانست و زمین برایش کوچک شد به طوری که توانست در کمتر از یک لحظه عرش بلقیس را نزد حضرت سلیمان علیه السلام آورد.

ولیکن نزد ما اهل بیت رسالت هفتادو دو حرف وجود دارد و یک حرف آن نزد خداوند محفوظ می باشد.(2)


هنگامیکه خداوند متعال نوزادی به حضرت ابوالحسن؛امام هادی علیه السلام عظا نمود عده ای از اصحاب خدمت حضرت آمدند تا تهنیت و تبریک بگویند

وقتی بر حضرت وارد شدند ،ایشان را شادمان و مسرور نیافتند؛علت را جویا شدند؟

امام علیه السلام فرمود:به نوزاد امید ندارم چون او عده بسیاری را گمراه می گرداند.

پس پیش گویی حضرت و وعلت ناراحتی آن بزرگوار تحقق یافت واین نوزاد همان جعفر کذاب شد.(3)


ابوهاشم جعفری حکایت کند:روزی در محضر شریف امام هادی علیه السلام شرفیاب شدم،کودکی وارد شد و شاخه گلی را تقدیم آن حضرت کرد.

امام علیه السلام آن شاخه گل را گرفت وبوئید وبرچشم خود نهاد وبوسید،وسپس آن را به من اهدا نمودو فرمودند:

هرکه شاخ گلی را ببوید و برچشم خود خویش بگذارد و ببوسدوسپس صلوات بر 

محمد(ص) وآلش فرستد،خداوندمتعال حسنات بی شماری را در نامه اعمالش ثبت

 می نماید؛ونیز بسیاری از خطاها ولغزش هایش را مورد عفو قرار می دهد.(4)


یکی از اهالی کوفه در شهر سامرا خدمت حضرت ابوالحسن،امام علی النقی علیه السلام شرفیاب شد و اظهار داشت:

یا ابن رسول الله ! من از دوستان و علاقه مندان به شما و اجدادتان می باشم، ودارای قرض سنگینی هستم وچون توان پرداخت آن را ندارم به قصد شما آمده ام.

همین جا بایست تا چاره ای بیندیشم.

پس از گذشت لحظاتی ،مقدار سی هزار دنیا از طرف متوکل-خلیفه عباسی-برای حضرت آوردند. 

حضرت سلام الله علیها آن پول را ازمأمور متوکل گرفت وبی درنگ و بدون آن که محاسبه نماید،تمامی آن سی هزار دینار را تحویل آن شخص کوفی داد.

پس آن مرد کوفی مقدار ده هزار دینار ازآنها برداشت و اظهار نمود:یا ابن رسول الله!

من بیش از ده هزار دینار نیاز ندارم،چون به همان مقدار بدهکار هستم و برای من

همین مقدار کافیست

ولی امام علیه السلام از پس گرفتن آن بیست هزار دینار خودداری وامتناع نمود.

لذا آن مرد کوفی تمامی آن هدیه را گرفت و گفت:خداوند بهتر میداندکه چه کسانی را 

امام و حجت خود بر انسان ها قرار بدهد، و سپس عازم شهر کوفه شد.(5)


سوره انبیاء:آیه 30.

بحارالانوار:ج92ص51،ح7

بحارالانوار:ج27 ص26 ح3.

عیون المعجزات:ص135

کاقی:ج6،ص 525 ح 5، حلیه الابرار:ج 5،ص 37،ح3.

ینابیع الموده:ج3ص128

سه عملی که مانع عذاب قبر می شود

رسول خدا صلی الله علیه و آله در حدیثی گران‌بها، تلاوت قرآن، صدقه و کارهای نیک و رفتن به مسجد را مانعی برای عذاب قبر بیان فرموده‌اند.


قالَ(صلى الله علیه وآله) : یُؤْتَى الرَّجُلُ فی قَبْرِهِ بِالْعَذابِ، فَإذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ رَأسِهِ دَفَعَتْهُ تِلاوَهُ الْقُرْآنِ، وَ إذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ یَدَیْهِ دَفَعَتْهُ الصَّدَقَهُ، وَ إذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ رِجْلَیْهِ دَفَعَهُ مَشْیُهُ إلىَ الْمَسْجِدِ.

آخرین پیامبر خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود: هنگامى که بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالاى سر بخواهد وارد شود تلاوت قرآنش مانع عذاب مى گردد و چنانچه از مقابل وارد شود صدقه و کارهاى نیک مانع آن مى باشد.

و چنانچه از پائین پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوى مسجد مانع آن خواهد گشت.

داستان زینب کذابه و امام هادی (ع)

در زمان متوکل عباسی (لعنةالله علیها) زنی پیش او آمد و گفت : « من زینب دختر بنت رسول الله

می باشم»

متوکل گفت : « تو جوان هستی ، در حالی که از زمان پیغمبر سالها می گذرد . اگر تو همان

 زینب باشی باید خیلی پیر و فرتوت شده باشی .»

آن زن گفت : « خداوند در هر چهل سال جوانی را به من بر می گرداند . من تا این زمان خود

 رابه کسی نشان نداده ام ولی حالا بعضی احتیاجات مرا وادار نموده است تا ظهور نمایم.»

 متوکل ، بزرگانی از اولاد« ابو طالب » و اولاد « عباس » و « قریش » را حاضر نمود و

 قضیه را بیان کرد . یک عده از آن جماعت تاریخ فوت و محل دفن حضرت زینب را روایت نمودند.

متوکل به آن زن گفت : « برابر این روایات چه جوابی داری ؟» زن گفت : این روایات

 دروغ و بهتان است . چگونگی زندگانی من در این مدت تا به حال از مردم پنهان بوده است

 و تا الان کسی نمی دانست که من مرده یا زنده ام . 


                          امام هادی در قفس شیر

ادامه مطلب را مشاهده فرمایید.

ادامه نوشته

حدیث تصویری

زیارت جامع کبیره امام هادی علیه السلام


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ، وَمَوْضِعَ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ،

سلام بر شما اى خاندان نبوت و جايگاه رسالت و مركز رفت و آمد فرشتگان

وَمَهْبِطَ الْوَحْىِ، وَمَعْدِنَ الرَّحْمَةِ، وَخُزّانَ الْعِلْمِ، وَمُنْتَهَى الْحِلْمِ، وَاُصُولَ

و جاى فرود آمدن وحى (الهى) و معدن رحمت (حق) و گنجينه داران دانش و سرحد نهايى بردبارى و اصول و اساس

الْكَرَمِ، وَقادَةَ الاُْمَمِ، وَاَوْلِيآءَ النِّعَمِ، وَعَناصِرَ الاَْبْرارِ، وَدَعآئِمَ الاَْخْيارِ،

كرم و بزرگوارى و پيشوايان ملّتها و در اختيار دارندگان نعمتها و ريشه و اصول نيكان و استوانه هاى خوبان

وَساسَةَ الْعِبادِ، وَاَرْكانَ الْبِلادِ، وَاَبْوابَ الاْيمانِ، وَاُمَنآءَ الرَّحْمنِ،

و زمامداران بندگان و پايه ها و ستونهاى شهرها و بلاد و درهاى ايمان و امينهاى خداى رحمان

وَسُلالَةَ النَّبِيّينَ، وَصَفْوَةَ الْمُرْسَلينَ، وَعِتْرَةَ خِيَرَةِ رَبِّ الْعالَمينَ، وَ رَحْمَةُ

و نژاد پيمبران و زبده (اولاد) رسولان و عترت انتخاب شدگان پروردگار جهانيان، و رحمت

اللهِ وَ بَرَكاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلى اَئِمَّةِ الْهُدى، وَ مَصابيحِ الدُّجى، وَاَعْلامِ التُّقى،

خدا و بركاتش (نيز بر آنها باد) سلام بر پيشوايان هدايت و چراغهاى تاريكى و نشانه هاى پرهيزكارى

وَ ذَوِى النُّهى، وَاُولِى الْحِجى، وَ كَهْفِ الْوَرى، وَوَرَثَةِ الاَْنْبِيآءِ، وَالْمَثَلِ

و صاحبان خرد و دارندگان عقل و فطانت و پناهگاه مردمان و وارثان پيمبران و نمونه

الاَْعْلى، وَالدَّعْوَةِ الْحُسْنى، وَ حُجَجِ اللهِ عَلى اَهْلِ الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ

اعلاى (الهى) و اهل دعوت نيكو (كه مردم را به خدا مى خوانند) و حجّت هاى خدا بر اهل دنيا و آخرت

وَالاُْولى، وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلى مَحآلِّ مَعْرِفَةِ اللهِ، وَمَساكِنِ

و اين جهان و رحمت خدا و بركاتش (نيز بر ايشان باد) سلام بر جايگاههاى شناسايى خدا و مسكنهاى

بَرَكَةِ اللهِ، وَمَعادِنِ حِكْمَةِ اللهِ، وَحَفَظَةِ سِرِّاللهِ، وَحَمَلَةِ كِتابِ اللهِ، وَاَوْصِيآءِ

بركت خدا و كانهاى حكمت و فرزانگى خدا و نگهبانان راز خدا و حاملان كتاب خدا و اوصياى

نَبِىِّ اللهِ، وَذُرِّيَّةِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ،

پيامبر خدا و فرزندان رسول خدا صلى الله عليه و آله، و رحمت خدا و بركاتش (نيز بر ايشان باد)


ادامه نوشته

با ایام دشمنی نکنید روزها ما هستیم

حسن بن مسعود می گوید: 

به محضر مولایم حضرت ابوالحسن الهادى علیه‏السلام رسیدم.

در آن روز چند حادثه ناگوار و تلخ برایم رخ داده بود؛ انگشتم زخمى شده و شانه‏ام در اثر تصادف

 با اسب سوارى صدمه دیده و در یك نزاع غیر مترقبه لباسهایم پاره شده بود. به این خاطر، 

با ناراحتى تمام در حضور آن گرامى گفتم: عجب روز شومى برایم بود! خدا شرّ این روز را از من باز دارد!

امام هادى علیه‏السلام فرمود: «یَا حَسَنُ هَذَا وَ أَنْتَ تَغْشَانَا تَرْمِى بِذَنْبِكَ مَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ؛ اى حسن!

 این [چه سخنى است كه مى‏گویى] با اینكه تو با ما هستى، گناهت را به گردن 

بى‏گناهى مى‏اندازى! [روزگار چه گناهى دارد!]»

حسن بن مسعود می گوید:با شنیدن سخنان امام علیه السلام به خود آمدم وبه اشتباهم

 پى بردم. گفتم: آقاى من! اشتباه كردم و از خداوند طلب بخشش دارم.

امام فرمود: اى حسن! روزها چه گناهى دارند كه شما هر وقت به خاطر خطاها و اعمال

 نادرست خود مجازات مى‏شوید، به ایام بدبین مى‏شوید و به روز بد و بیراه مى‏گویید!

حسن گفت:ای پسر رسول خدا، برای همیشه توبه میکنم و دیگر عکس العمل 

 رفتارهایم را به روزگار نسبت نمى‏دهم.

امام در ادامه فرمود: «یَا حَسَنُ اِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمُثِیبُ وَ الْمُعَاقِبُ وَ الْمُجَازِى بِالاْءَعْمَالِ عَاجِلاً وَ آجِلاً؛

 اى حسن! به طور یقین خداوند متعال پاداش مى‏دهد و عقاب مى‏كند و در مقابل رفتارها

 در دنیا و آخرت مجازات مى‏كند.»

بحارالانوار، ج 56، ص 2. 

ادامه مطلب را نیز مشاهده فرمایید.

ادامه نوشته

پاداش ده مرتبه یا ربّ یا ربّ گفتن

برادرِ ادَیم، از امام جعفر صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: «هر که ده مرتبه: یا رَبِّ یا رَبِّ بگوید، به او گفته مى ‏شود که: لبّیک، حاجت تو چیست؟». 


محمد بن حمران  گفت: اسماعیل، پسر حضرت صادق علیه السلام، بیمار شد.
پس حضرت صادق علیه السلام به او فرمود که: «ده مرتبه یا رَبِّ یا رَبِّ بگو. پس به درستى که هر که این را بگوید، ندا مى‏ شود که: لبّیک، حاجت تو چیست؟».

امام جعفر صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: «هر که یا رَبِّ یا اللَّهُ یا رَبِّ یا اللَّهُ یا رَبِّ یا اللَّهُ: «اى پروردگار من! اى خداى من! اى پروردگار من! اى خداى من! اى پروردگار من!»، تا آنکه نفسش قطع شود، به او گفته شود که: لبّیک، حاجت تو چیست؟».

منبع:تحفة الأولیاء (ترجمه أصول کافى)، ج‏۴، ص414.

شهادت حضرت معصومه(سلام الله علیها)تسلیت

شخصيّت برجسته‌ي حضرت معصومه سلام الله علیها

محدّث گرانقدر حاج شيخ عباس قمي در خصوص دختران حضرت موسي بن جعفر علیه السلام مي‌نويسد: بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آنها سيّده‌ي جليله‌ي معظّمه، فاطمه بنت امام موسي علیه السلام معروف به حضرت معصومه است.

منتهي الامال/2/241

و علاّمه‌ي تستري صاحب قاموس الرّجال مي‌نويسد: در ميان فرزندان امام كاظم علیه السلام بعد از امام رضا علیه السلام كسي همسنگ حضرت معصومه سلام الله علیها نمي‌باشد.

تواريخ النّبي و الال/65

 حضرت امام صادق علیه السلام پيش از آن كه فرزند بزرگوارشان امام كاظم علیه السلام به دنيا بيايند فرمودند: آگاه باشيد كه براي خدا حرمي هست و آن مكّه است و براي پيامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم حرمي است و آن مدينه است و براي امير مؤمنان علیه السلام حرمي است و آن كوفه است.آگاه باشيد كه حرم من و فرزندان بعد از من، قم است. آگاه باشيد كه قم كوفه‌ي كوچك ماست. آگاه باشيد كه براي بهشت هشت در است، سه در آن از قم باز مي‌شود. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسي،در آنجا رحلت مي‌كند كه با شفاعت او همه‌ي شيعيان ما وارد بهشت مي‌شوند.

بحارالانوار/60/216


اين حديث به جهت صدورش از امام صادق علیه السلام قبل از اين كه حضرت معصومه و پدر بزرگوارش ديده به جهان بگشايند، از اهمّيّت خاصّي برخوردار است و نكات مهمّي در بر دارد كه به برخي از آنها اشاره مي‌شود:


1ـ قم حرم ائمّه علیهم السلام است.
2ـ قم كوفه‌ي كوچك اهل بيت علیهم السلام است.
از اين حديث، عظمت شهر كوفه نيز به خوبي روشن مي‌شود كه قم را با آن همه عظمتي كه دارد "كوفه‌ي كوچك" ناميده‌اند.علاّمه‌ي مجلسي در فصلي كه به ذكر فضايل و مناقب كوفه و اهل كوفه اختصاص داده، بيش از هفتاد حديث در اين رابطه ذكر كرده است.بحارالانوار/100/385
3ـ سه در از درهاي بهشت از قم باز مي‌شود.
شايد اين حديث اشاره باشد به اين كه زمان طولاني قم مركز حوزه‌ي علميّه مي‌شود و علوم آل محمّد علیهم السلام از اين شهر به همه‌ي نقاط جهان مي‌رسد.چنان كه در عصر ما بزرگترين مركز علمي جهان تشيّع در اين حوزه‌ي مقدّسه است و در تمام نقاط جهان، علوم آل محمّد از رهگذر پرورش‌يافتگان اين حوزه‌ي مقدّسه منتشر مي‌شود. چنان كه در حديث شريف تصريح شده كه دانش از اين شهر به همه‌ي نقاط دنيا منتشر خواهد شد.بحارالانوار/60/213
4ـ بانويي از تبار من در قم رحلت مي‌كند.
جالب اين كه امام صادق علیه السلام  او را با نام و نام پدرش معرّفي كرده و فرموده: او فاطمه دختر موسي علیه السلام  است.
5ـ همه‌ي شيعيان ما با شفاعت او وارد بهشت مي‌شوند.
اين تعبير كه با شفاعت يك بانو همه‌ي شيعيان وارد بهشت بشوند، در حقّ هيچ بانوي ديگري وارد نشده است و او به حق نمايانگر جلال و جبروت حضرت صدّيقه‌ي طاهره سلام الله علیهامي‌باشد.

آداب زیارت «جامعه کبیره»

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم درباره آداب زیارت «جامعه کبیره» این چنین می‌گوید:

در مورد آداب زیارت جامعه کبیره چند نکته باید مورد توجه قرار گیرد که به ترتیب عبارتند از: 

1- گفتن شهادتین، یعنی بگوید: «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمداً عبده و رسوله».

2- غسل کند و با حال غسل باشد.

3-بعد از دخول در حرم، قبر معصوم(ع) را ببوسد.

4- سپس 30 مرتبه «الله اکبر» بگوید.

5- پس اندکی راه برود و با دلی آرام و تنی آرام، گام‌ها را نزدیک یکدیگر قرار دهد و با ادب ویژه به حالت آماده باش بایستد. 

6- دوباره 30 مرتبه «الله اکبر» بگوید.

7- سپس نزدیک قبر مطهر رود و بار سوم 40 مرتبه «الله اکبر» بگوید. 

8- سپس اصل زیارت نامه را قرائت کند.

9- و در پایان زیارت هم دعا وداع خوانده شود.

موج وبلاگی امام نقی علیه السلام

پوسترهای زیبای امام هادی علیه السلام

عکس ها با برچسب فارسی

دوستان عزیز برای گسترش این


 عکس ها در فضای مجازی بر رو


 هر عکس یک کـــلــــیــــک بکنید


و منتشر کنید



نقی
imam naghi, امام نقی, نقی, naghi, emam naghi

امام نقی
imam naghi, امام نقی, نقی, naghi, emam naghi

نقی

imam naghi, امام نقی, نقی, naghi, emam naghi

نقی

imam naghi, امام نقی, نقی, naghi, emam naghi

نقی

imam naghi, امام نقی, نقی, naghi, emam naghi

امام نقی

imam naghi, امام نقی, نقی, naghi, emam naghi

امام نقی
imam naghi, امام نقی, نقی, naghi, emam naghi

نقی
imam naghi, امام نقی, نقی, naghi, emam naghi


نقی

imam naghi, امام نقی, نقی, naghi, emam naghi
امام نقی(ع)

imam naghi, امام نقی, نقی, naghi, emam naghi

نقی
imam naghi, امام نقی, نقی, naghi, emam naghi

آجرک الله یا صاحب الزمان(عج)

گروهای تروریستی تکفیری باشلیک چند موشک گراد گنبد طلایی حرم

 حضرت سکینه(سلام الله علیها) رادر حومه دمشق تخریب کردند.

شایان ذکر است که ارتش سوریه با حمایت نیروهای مردمی موفق به بازپس گیری

 حرم حضرت سکینه(سلام الله علیها) از تروریستها شد وآن ها را از منطقه دور کند

اما تروریست های تکفیری با موشک های بومی وبه صورت متوالی با هدف نابودی

 گنبد حرم مطهر به آن شلیک کردند.


مرگ و توحید از منظر مبارک امام هادی (ع)

حقیقت مرگ

از امام هادی(ع) درباره مرگ سوال شد: چرا این مسلمانان از مرگ ناراحت‌اند؟ 

امام در جواب فرمود: زیرا آنها حقیقت مرگ را نمی‌دانند، پس آن را ناپسند می‌دانند. 

اگر آن را بشناسند و از دوستان خدا باشند آن را دوست خواهند داشت و خواهند فهمید 

که آخرت بهتر از دنیاست.

سپس امام هادی(ع) رو به یارانش کرد و فرمود: چرا کودک و دیوانه از خوردن دارویی که بدن 

آنها را پاک و دردشان را برطرف می‌کند امتناع می‌کنند؟ اصحاب پاسخ دادند: 

چون از منفعت دارو آگاه نیستند. امام فرمود: سوگند به آنکه محمد را بحق بر نبوت مبعوث کرد،

 هر کسی آماده مرگ باشد مرگ برای او از دارو برای بیمار بهتر است. اما مسلمانان اگر بدانند

 مردن آنها را به چه نعمت‌هایی می‌رساند خواهان آن می‌شوند و بیشتر از یک انسان عاقل و 

دوراندیش که خواستار دارو برای دفع بیماری و جلب سلامتی خویش است، آن را دوست خواهند داشت.(۱)

امام هادی(ع) در حدیثی ضمن بیان حقیقت مرگ یادآوری می‌کنند مومن نباید در احتضار غمگین

 و بی‌تاب باشد روزی امام هادی(ع) به دیدار یکی از یاران بیمارش رفت و مشاهده کرد وی

 از خوف مرگ می‌گرید. به او فرمود: ای بنده خدا! از مرگ می‌ترسی چون آن را نمی‌شناسی.

 به من بگو، اگر بدنت چرک و کثیف باشد و از شدت چرک و آلودگی در عذاب باشی و بدنت مجروح باشد

 و بدانی که شست‌و‌شوی در حمام همه این ناراحتی‌ها را برطرف می‌کند، آیا به حمام می‌روی

 و شست‌و‌شو می‌کنی یا به حمام نمی‌روی تا آن ناراحتی‌ها باقی بماند؟ بیمار گفت: آری ای پسر پیامبر

،‌دوست دارم به حمام بروم. امام(ع) فرمود: مرگ همان حمام و آخرین چیزی است 

که برای پاک شدن از گناهان و بدی‌ها برای تو باقی مانده است، پس وقتی به آن درآیی و مجاور 

آن شوی از همه نگرانی‌ها، غم‌ها و رنج‌ها نجات می‌یابی و به همه سرورها و شادی‌ها دست می‌یابی.

 بیمار پس از شنیدن بیانات نورانی امام هادی(ع) آرام گرفت، تن به مرگ سپرد و به

فرمان الهی راضی شد.(۲) یکی از فرزندان خلیفه عده‌ای را برای خوردن غذا دعوت کرده بود.


 امام هادی(ع) هم جزو میهمانان بود. وقتی حضرت وارد آن مجلس شدند همه به احترام او ساکت شدند،

 فقط جوانی در آن مجلس بود که اعتنایی به حضرت نکرد؛ پیوسته صحبت می‌کرد و می‌خندید.

 حضرت امام هادی(ع) رو به وی کرد و فرمود: می‌خندی و از ذکر خدا دور شده‌ای

در حالی که ۳ روز دیگر از اهل قبور خواهی بود! جوان با شنیدن این جمله ساکت شد و دیگر چیزی نگفت،

 همه غذا خوردند و رفتند.

۳ روز بعد آن جوان مریض شد و از دنیا رفت.(۳)


ادامه نوشته

چهارشنبه زيارت امام كاظم و امام رضا و امام جواد و امام هادى عليهم السلام


بسم الله الرحمن الرحيم


اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَوْلِياَّءَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا حُجَجَ اللّهِ

سلام بر شما اى دوستان خدا سلام بر شما اى حجتهاى خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا نُورَ اللّهِ فى ظُلُماتِ الاْرْضِ اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ

سلام بر شما اى نور(هاى ) خدا در تاريكيهاى زمين سلام بر شما

صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَعَلى آلِ بَيْتِكُمُ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ بِاَبى اَنْتُمْ

و درود خدا بر شما و بر خاندان پاك و پاكيزه تان باد پدرم و

وَ اُمّى لَقَدْ عَبَدْتُمُ اللّهَ مُخْلِصينَ وَ جاهَدْتُمْ فِى اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ حَتّى

و مادرم به فداى شما كه براستى شما خداى را از روى اخلاص پرستش كرديد و آنطور كه بايد و شايد در راه خدا جهاد

اَتيكُمُ الْيَقينُ فَلَعَنَ اللّهُ اَعْداَّئَكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ اَجَمْعَينَ وَ اَنَا اَبْرَءُ

كرديد تا مرگ به سراغ شما آمد پس خدا لعنت كند همه دشمنانتان را از جن و انس و من به سوى خدا

اِلَى اللّهِ وَ اِلَيْكُمْ مِنْهُمْ يا مَوْلاىَ يا اَبا اِبْراهيمَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ يا

و شما از ايشان بيزارى مى جويم اى سرور من اى ابا ابراهيم - موسى بن جعفر - و اى

مَوْلاىَ يا اَبَا الْحَسَنِ عَلِىَّ بْنَ مُوسى يا مَوْلاىَ يا اَبا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ

مولاى من اى ابالحسن - على بن موسى - و اى آقاى من اى ابا جعفر - محمد

بْنَ عَلِي يا مَوْلاىَ يا اَبَا الْحَسَنِ عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ اَنَا مَوْلىً لَكُمْ

بن على - و اى مولاى من اى اباالحسن - على بن محمد - من دوست شمايم

مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَ جَهْرِكُمْ مُتَضَيِّفٌ بِكُمْ فى يَوْمِكُمْ هذا وَ هُوَ يَوْمُ

ايمان به راز نهان و امر آشكار شما دارم و خود را در اين روز كه روز

الاْرْبَعاَّءِ وَ مُسْتَجيرٌ بِكُمْ فَاَضيفُونى وَ اَجيرُونى بِآلِ بَيْتِكُمُ

چهارشنبه است به مهمانى شما خوانده ام و به شما پناه آورده ام پس از من پذيرايى كنيد و پناهم دهيد به حق خاندان

الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ

پاك و پاكيزه تان

التــــــــماس دعـــــــــا

تـوقـع بـيجا

امام هادی النقی علیه السلام:

«لا تطلب الصفا ممن کدرت علیه و لا و الوفاء لمن غدرت به ، و لا النصح ممن صرفت سوء ظنک الیه، فانما قلب غیرک 

کقلبک له»

«از کسی که بر او خشم گرفته ای ،صفا و صمیمیت مخواه، واز کسی که به وی خیانت کرده ای، 

وفا مطلب، و از کسی که به او بدبین شده ای، انتظار خیرخواهی نداشته باش که دل دیگران

 برای تو ، همچون دل تو برای آنهاست»

همان ، ص 305

السلام علیـــک یاامام الهادی النقی(ع)

فرشتگان پشت سَرِ این افراد به نماز می ایستند!

بنابر روایات ائمه اطهار(ع) سحرخیزان به مقامی می رسند که فرشتگان الهی، در پشت سر آنان ایستاده و ثواب آنها را می نویسند به نحوی که رسول خدا (ص) می فرمایند: بنده ای که نماز شب نصیب او شده، هنگامی که برای خداوند بیدار شود و وضو بگیرد و وضوی کامل، و با نیت خالص و قلب سالم و بدن خاشع و چشم گریان برای خدا نماز بخواند(خداوند) پشت سر او «نُه» صَف از فرشتگان را به صَف می کند، که جز خدا کسی نمی تواند آن ها را شمارش کند، چنانچه یک طرف صف در مشرق و طرف دیگر در مغرب است و هنگامی که آن فرد نماز خود را تمام کند خدا به تعداد آن فرشتگان برای او درجه و ثواب می نویسد.

همچنین در حدیثی دیگر امام صادق (ع) در باب ثواب و پاداش این عمل می فرمایند: هیچ کار خوبی نیست که انسان انجام دهد جز اینکه برای آن در قرآن پاداشی بیان شده است، مگر نماز شب، که خداوند پاداش آن را مشخص نکرده، به خاطر بزرگی و عظمت آن پیش خودش، بلکه فرموده است: (هنگامی که مومنین) خود را از بستر خواب حرکت می دهند (در دل شب) و با بیم و امید خدای خود را می خوانند و از آنچه روزی آن ها کردیم انفاق می کنند، هیچ کس نمی داند پاداش نیکوکاریشان چه نعمت ها و لذت های بی نهایتی است که برای آن ها در نظر گرفته شده است، و بی شک اجر و ثواب آن در عالم غیب برای آن ها ذخیره شده است.

منابع:1- بحارالانوار، ج87: 137؛ ج8: 126.
2- فضایل و آثار نماز شب: 48-49.

سوم ربيع‌الثاني؛ سالروز سفر امام حسن عسكري (ع) به جرجان

ماجرای سفر امام‌عسکری(علیه السلام) به ‌ایران

سوم ربیع الثانی روزی است که امام حسن عسگری(ع) برای وفابه عده ای فرموده بودند و آشکار شدن کراماتی از آن بزرگوار از سامرا به جرجان آمدند.


بر اساس "تقويم شيعه"جعفر بن شريف مي‌گويد: سالي قصد حج كردم، و قبل از حج به زيارت امام حسن عسكري (ع) در سامراء رفتم. اموالي از شيعيان همراهم بود كه بايد به آن حضرت مي‌رساندم. خواستم از آن حضرت بپرسم اموال را به چه كسي بدهم، ولي پيش از آنكه من صحبت كنم حضرت فرمودند: «به مبارك خادم بده». عرض كردم: «همين كار را كرده‌ام»، و سپس بيرون آمدم و گفتم: «شيعيان شما در جرجان به شما سلام مي‌رسانند». امام(ع) فرمود: مگر بعد از مراسم حج به جرجان برنمي‌گردي؟ عرض كردم: برمي‌گردم. فرمودند: 170 روز ديگر اور روز جمعه سوم ربيع‌الثاني به جرجان وارد مي‌شوي.

 آن وقت به مردم اعلام كن كه من در آخر همان روز به جرجان مي‌آيم. برو به سلامت. خداوند متعال تو را و آنچه با توست به سلامت به اهل و اولادت خواهد رسانيد. پسري براي پسرت متولد شده است. نام او را «صلت» بگذار، كه خداوند به زودي او را به حد كمال مي‌رساند و او را از اولياء ما خواهد بود. من گفتم: يابن رسول‌الله،‌ ابراهيم بن اسماعيل جرجاني از شيعيان شماست و به دوستان شما هر سال بيش از صد هزار درهم احسان مي‌كند، و در جرجان از اشخاصي است كه متنعم به نعمت‌هاي الهي است. امام (ع) فرمودند:‌«خداوند به ابواسحاق ابراهيم بن اسماعيل در مقابل احساني كه به شيعيان ما مي‌كند جزاي خير بدهد و گناهان او را بيامرزد و او را پسري صحيح‌العضاء روزي فرمايد كه قائل به حق باشد. به ابراهيم بگو: حسن بن علي مي‌ويد: نام پسر خود را احمد بگذار». راوي مي‌گويد: از خدمت حضرت مرخص شدم و حج رفتم و بازگشتم، و در روزي كه حضرت معين فرموده بودند به سلامت وارد جرجان شدم. هنگامي كه اصحاب ما براي تهنيت آمدند، به ايشان گفتم: امام (ع) مرا وعده داده كه در آخر امروز به اينجا تشريف مي‌آورند. پس مهيا شويد و مسائل و حوائج خود را آماده كنيد. شيعيان چون نماز ظهر و عصر را به جا آوردند، در خانه من جمع شدند. ناگاه امام عسكري (ع) در همان ساعتي كه فرموده بودند وارد شدند. هنگام ورود بر ما سلام كردند و ما به استقبال شتافتيم و دست آن حضرت را بوسيديم. آنگاه حضرت فرمودند: من به جعفر بن شريف وعده كرده بودم كه در آخر اين روز نزد شما بيايم. من نماز ظهر و عصر را در سامراء به جا آوردم و نزد شما آمدم تا با شما تجديد عهد نمايم. اكنون شما حوائج و مسائل خود را بياوريد. اول كسي كه ابتدا به سوال كرد تضربن جابر بود. او گفت: يابن رسول‌الله، پسر من از هر دو چشم نابيناست، دعا فرماييد تا خداوند ديده‌هايش را به او برگرداند. حضرت فرمودند: او را حاضر كند. او را حاضر كرد و حضرت دست مبارك بر چشمان او كشيد و چشمانش روشن شد. پس از او يك يك آمدند و حاجت خود را بيان كردند و حضرت حاجت‌هاي آنان را برآورده مي‌كردند، تا اينكه حوائج همه را برآوردند و مسائل آنها را جواب فرمودند و همانروز به سامراء مراجعت كردند. 

(بحارالانوار: ج 50، ص 263)

صلوات خاصه امام هادی علیه السلام

وضعیت شیعه در دروان امام هادی(علیه السلام)

دوره زندگي امام هادي عليه السّلام مصادف با خلافت خلفاي عباسي معتصم واثق ـ متوكل ـ منتصر مستنصر و معتز  بوده است. سياست خلفاي پيش از متوكل همان سياست مأمون بود. اين سياست از معتزله در برابر اهل حديث (كه سني هاي افراطي بودند) دفاع مي‌ كرد. اين امر سبب شد فضاي مناسب فرهنگي و سياسي براي شيعيان به وجود آيد. امّا با آمدن متوكل تنگ نظري ها شروع شد. متوكل از اهل حديث حمايت كرد و معتزله و شيعه را سركوب كرد. در دوره امام هادي عليه السّلام و به طور كلي در دوره عباسيان مذهب شيعه در قلمرو اسلامي گسترش يافت.

1. گسترش شيعه و تفكر شيعي
با شروع دعوت عباسيان مذهب شيعه در قلمرو اسلامي گسترش يافت. امام باقر عليه السّلام و امام صادق عليه السّلام از فرصت پيش آمده استفاده كردند. ظهور ابومسلم خراساني(2) اختلافات داخلي بني اميه(3) ، شورش ها و قيام هاي علويان ، اين فرصت را در اختيار اين دو امام بزرگوار قرار داد تا مباني فكري و عقيدتي و فرهنگي شيعه را گسترش دهند.

بنابراين اين عوامل سبب شد كه تشيع در دوره عباسيان در مقايسه با دوره امويان گسترش بيشتري يابد. در دوره امام هادي عليه السّلام تشيع حتي به ميان فرماندهان و رجال دولت عباسي نيز راه يافته بود. يحيي بن هرثمه كه مأمور بود امام هادي عليه السّلام را از مدينه به سامرا بياورد مي‌ گويد: وقتي همراه امام عليه السّلام به بغداد رسيدم، اسحاق بن ابراهيم طاهري حاكم بغداد به من گفت: يحيي اين مرد فرزند رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم است. اگر متوكل را بر قتل او تحريك كني با رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ دشمن شده اي. گفتم : من از او جز نيكي نديدم. آن گاه به سوي سامرا روانه شديم. وقتي به آنجا رسيديم، وصيف تركي (يكي از فرماندهان ترك در دربار عباسي) به من گفت: اگر يك مو از سر اين مرد كم شود با من طرف هستي.

اين داستان نشان دهنده گسترش تفكر شيعي حتي در بين مقامات عباسي است. ابي دلف مي‌ گويد: هنگامي كه امام هادي عليه السّلام را به سامرا آوردند. رفتم تا از حال او جويا شوم، زرّافي دربان متوكل با ديدن من دستور داد وارد شوم.
پرسيد: براي چه كاري آمدهاي؟
گفتم: خير است ...
گفت : گويا آمده اي از حال مولاي خود خبر بگيري؟
گفتم: مولاي من كيست؟ مولاي من خليفه است.
گفت: ساكت شو، مولاي تو بر حق است. نترس كه من نيز بر اعتقاد تو هستم و او (امام هادي ـ عليه السّلام ـ) را امام مي‌ دانم...
ابن سكيت معلم فرزندان متوكل فردي شيعي و دوستدار اهلبيت بود. روزي متوكل از او پرسيد: اين دو فرزند من نزد تو محبوبترند يا حسن و حسين؟ !
ابن سكيت با عصبانيت گفت: به خدا قسم قنبر غلام علي عليه السلام در نزد من از اين دو فرزند و پدرشان محبوبتر است.
همه اين مسائل نشانگر اين است كه شيعه و تفكر شيعه در اين دوره گسترش و نفوذ فوق العادهاي حتي در بين درباريان عباسي داشته است.

2. وجود شيعيان عالم و تربيت يافته اهل بيت ـ عليهم السّلام
يكي از كارهاي مهمي كه ائمه شيعه ـ عليهم السّلام ـ به آن اهميت زيادي مي‌ دادند، حفظ خط فكري و فرهنگي تشيع و جلوگيري از انحرافات فكري بوده . اين كار به تربيت شاگرداني برجسته و تشكيل حوزه علميه و تدريس فقه و عقايد اصيل اسلامي نياز داشت. در زمان امام باقر و امام صادق ـ عليهما السّلام ـ اين كار به طور گسترده شروع شد و سپس امامان ديگر ـ عليهم السّلام ـ در هر شرايط آن را تداوم بخشيدند. باقر شريف القرشي مي‌ نويسد:
زماني كه امام جواد عليه السّلام در مدينه بود، به اشاعه علم و تهذيب اخلاق و تربيت مردم به آداب اسلامي مي‌ پرداخت آن حضرت جامع نبوي را مدرسه قرار داده بود. علما و روات زيادي دور آن حضرت را گرفته بودند و از سرچشمه علوم الهي آن حضرت بهره مي‌ گرفتند.


بسياري از شاگردان امام جواد عليه السّلام در دوره امام هادي عليه السّلام زنده بودند، از محضر امام هادي عليه السّلام نيز استفاده كرده و فرهنگ شيعي را بارور مي‌ ساختند. افراد برجستهاي همچون حضرت عبدالعظيم حسني ، ابن سكيت اهوازي، ابوهاشم جعفري، اسماعيل بن مهران، علي بن مهزيار و... كه بعضاً هم از شاگردان امام جواد عليه السّلام محسوب مي‌ شوند و هم از شاگردان امام هادي عليه السّلام .

اين ياران وفادار و عاشق پروانهوار گرد وجود ائمه ـ عليهم السّلام ـ را مي‌ گرفتند و براي گسترش حقيقت جاودانه اسلام تلاش مي‌ كردند. كتاب هاي زيادي در اين دوره توسط برخي از اين شيعيان نوشته شدكه به برخي از آنها اشاره مي‌ كنيم:

ابو مقاتل ديلمي يكي از اصحاب امام هادي عليه السّلام كتابي روايي و كلامي درباره مسأله امامت تأليف كرد.

احمد بن محمد بن خالد برقي از شيعيان معاصر امام هادي عليه السّلام كتاب «المحاسن» را تأليف كرد. اين كتاب دايرة المعارفي است مشتمل بر احاديث امامان در تمامي زمينه هاي مختلف معارف ديني از قبيل اخلاق، تفسير و...
وي تأليفات ديگري هم داشته از جمله كتاب «التبيان في اخبار البلدان» كه جغرافياي تاريخي اسلام محسوب مي‌ شده است.

حسين بن سعيد اهوازي حدود 30 كتاب نوشته است و نجاشي آنها را در رجالش ذكر كرده است.

فضل بن شاذان يكي ديگر از شيعياني است كه تأليفات زيادي داشته است و امام حسن عسكري عليه السّلام با مشاهده برخي از نوشته هايش بر او رحمت فرستاد.

از ديگر شيعياني كه تأليفات زيادي داشته مي‌ توان به علي بن مهزيار اهوازي اشاره كرد. او حدود 33 كتاب تأليف كرده است.

وجود چنين شيعياني قطعاً باعث رشد و گسترش فرهنگ شيعي در اين دوره شده است. ائمه اطهارعليهم السلام به شاگردان خويش اعتماد داشتند و حل مشكلات ديني شيعيان را برعهده آنان گذارده بودند. ابا حماد رازي (از اهالي ري) مي‌ گويد: در شهر سامرا مرا نزد امام دهم علي النقي عليه السّلام رفتم و مسائلي از حلال و حرام از ايشان پرسيدم. حضرت به من جواب داد. سپس هنگام خداحافظي به من فرمود:
اي حماد اگر در امور ديني برايت مشكلي پيش آمد در ري ، از عبدالعظيم بن عبدالله حسني سؤال كن و سلام مرا نيز به او ابلاغ كن.

نتيجه گيري:
در دوره امام هادي عليه السّلام مذهب شيعه در مناطق مختلف اسلامي گسترش يافته بود. شيعياني كه آن حضرت تربيت كرده بودند، در حفظ و گسترش فرهنگ شيعي تلاش مي‌ كردند. كتاب هاي زيادي توسط اين افراد تأليف شده است.

عصای موسی (ع) نزد قائم آل محمد

«الواح موسى عليه السلام، در نزد ما است، و عصاى موسى در نزد ما است، و ماييم وارث‏هاى پيغمبران».
عصای موسی (ع) نزد قائم آل محمد
محمد بن فيض، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه: 
«عصاى موسى عليه السلام در نزد آدم عليه السلام بود، بعد از آن به شعيب منتقل شد، پس به موسى بن عمران رسيد. و به درستى كه آن عصا نزد ما است، و من در اين نزديكى آن را ديدم، به مرتبه‏ اى سبز و تازه بود كه گويا الحال از درخت خود جدا شده بود. و به درستى كه اين عصا، سخن مى‏ گويد چون مأمور شود به سخن گفتن، و براى قائم ما مهيّا و آماده شده، و قائم ما به آن عصا مى ‏كند آنچه موسى به آن مى ‏كرد. و به درستى كه اين عصا، به ترس مى ‏افكند هر كه آن را ببيند و فرو مى‏ برد آنچه دشمنان ما تزوير مى‏ كنند و به دروغ آن را به خلق مى‏ نمايند، و مى ‏كند آنچه را كه به آن مأمور شود.

به درستى كه اين عصا، كه در آنجا كه شروع كرد كه فرو برد آنچه را كه به دروغ به مردم مى ‏نمودند، و همان را باز مى كرد و آن را دو شعبه (يعنى: دو طرف) بود: بالا و پايين. و يكى از دو شعبه، در زمين و ديگرى در سقف بود، و ميانه لب بالا و پايين آن چهل ذراع بود. و به زبان خويش، آنچه را كه به تزوير و حيله ساخته بودند، فرو مى ‏برد». 

ابوحمزه ثُمالى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: شنيدم از آن حضرت كه مى‏ فرمود: 
«الواح موسى عليه السلام، در نزد ما است، و عصاى موسى در نزد ما است، و ماييم وارث‏هاى پيغمبران». 

ابوسعيد خراسانى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه: 
«امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه: قائم ما چون در مكّه قيام كند، و اراده نمايد كه متوجه كوفه گردد، جارچى آن حضرت جار كند كه: هيچ از شما طعام و شراب و آب و نان را بر ندارد، و سنگ موسى بن عمران را بردارد، و آن يك بار شتر است. پس در هيچ منزلى فرود نيايد، مگر آن‏كه از آن سنگ چشمه جارى شود. پس هر كه از آن بخورد و گرسنه باشد، سير شود و هر كه تشنه باشد سيراب گردد، و همان توشه ايشان است تا در نجف اشرف فرود آيد از پشت كوفه». 

منبع:تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى)، ج‏۱، ص740تا743.
برداشت شده از سرویس مذهبی افکارنیوز

پنج یادگار از امام علی النقی علیه‌السلام

از امام علی النقی علیه السلام چند یادگاری برای ما رسیده است که متاسفانه در بین شیعیان نیز غریب می باشند. در این مجال مختصرا آنها را یادآور می شویم.


1- زیارت جامعه کبیره:


درباره زیارت جامعه کبیره که اقیانوسی مواج از معارف الهی و مضامین عالی مشتمل بر معرفی مقام ائمه علیهم السلام است؛ در این مختصر نمی‌گنجد. اما به همین میزان می توان اشاره کرد که زیارت جامعه که به تعبیر علامه مجلسی(ره) از نظر سند و روایت از صحیح‌ترین و قوی‌ترین زیارات ائمه علیهم السلام است یادگاری عظیمی است که در حرم هر یک از ائمه معصومین علیهم‌السلام آن زیارت را می‌خوانیم.

 

2- زیارت غدیریه:


دوستداران اهل بیت از این نکته غافل نباشند که زیارت غدیریه مثل زیارت عاشورا که مخصوص روز عاشورا نیست؛ این زیارت هم مخصوص روز عید غدیر نیست و خوشبختانه محدث قمی نیز این زیارت را به طور کامل در کتاب شریف مفاتیح الجنان آورده‌اند و بر این نکته که هر روز می‌توان این زیارت را قرائت کرد، تصریح دارد.

 

3- دعای کوتاه در کنار قبر مبارک آن حضرت:


امام هادی(علیه السلام) آنقدر مهربان است و آنقدر برای زائران و دوستداران و شیعیان خیر می‌خواهند که فرمودند: از خدا خواسته‌ام که هر کس این دعا را در کنار قبر من بخواند ناامید برنگردد:

زیارت غدیریه نیز سندی بسیار معتبر دارد و روایتگران و گزارشگران آن از بزرگان شیعه هستند، این زیارت مربوط به روز عید غدیری که امام هادی علیه السلام در سفری که به اجبار متوکل از مدینه به سامرا داشتند. در نجف اشرف بودند و این زیارت را خطاب به قبر مطهر جدّ بزرگوارشان حضرت علی(علیه‌السلام) قرائت کردند


«یا عُدَّتى عِنْدَ الْعَُدَدِ وَ یا رَجآئى وَالْمُعْتَمَدَ وَ یا كَهْفى وَالسَّنَدَ یا واحِدُ یا اَحَدُ وَ یا قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ اَسْئَلُكَ الّلهُمَّ بِحَقِّ مَنْ خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِكَ وَلَمْ تَجْعَلْ فى خَلْقِكَ مِثْلَهُمْ اَحَداً صَلِّ عَلى جَماعَتِهِمْ وَافْعَلْ بى كَذا وَ كَذا ؛ 

اى ذخیره من در برابر ذخیره‌ها و اى امید من و تكیه‌گاهم و اى پناهگاه، و پشت و پناهم اى یگانه‌اى یكتا و اى كه درباره خود فرمودى: بگو خدا یكى است، از تو خواهم. خدایا به حق هر كس از آفریدگانت خلق كردى و هیچ كس را مانند آنها در میان آفریدگانت قرار ندادى درود فرست بر گروه آنها و درباره من چنین و چنان كن.(در اینجا حاجات خود را بگویید)»


 


4- نماز بالای سر در حرم حضرت رضا علیه السلام:


ایشان فرمودند: هر کس از خداوند حاجتی دارد پس قبر جدم حضرت رضا را در طوس زیارت کند و دو رکعت نماز نزد قبر او بگزارد و در قنوت نماز حاجتش را طلب کند خداوند دعایش را اجابت می کند مگر اینکه در مورد گناه یا قطع رحم باشد. بر اساس این فرمایش امام هادی(علیه السلام) سزاوار است که از این پس که به مشهد مقدس و حرم مطهر رضوی مشرف می شویم در نماز بالای سر از خدای متعال حوائجمان را طلب کنیم و به یاد این یادگار ارزشمند امام هادی(علیه السلام) هم باشیم.

 

5- پنجمین یادگار تعقیب نماز :


از علی بن مهزیار روایت شده که محمدبن ابراهیم به حضرت امام علی النقی علیه السام نامه ای نوشت که اگر مصلحت میدانید به من دعایی تعلیم دهید که بعد از هر نماز بخوانم تا خداوند به سبب آن خیر دنیا و آخرت به من عنایت فرماید. امام هادی علیه السلام این دعا را آموزش دادند.


«اَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَریمِ وَ عِزَّتِكَ الَّتى لا تُرامُ وَ قُدْرَتِكَ الَّتى لا یَمْتَنِعُ مِنْها شَىْءٌ مِنْ شَرِّ الدُّنْیا

 وَالاْخِرَةِ وَ مِنْ شَرِّ الاَْوْجاعِ كُلِّها وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ؛ پناه برم به ذات بزرگوارت و به عزتت كه مورد دستبرد نیست و قدرتت كه چیزى از آن خوددارى نتواند، از شر دنیا و آخرت و از شر تمامى دردها و جنبش و نیروئى نیست جز به خداى والاى بزرگ.


منبع:تبیان

حدیث

حاج عبدالرضا هلالی در بیمارستان بررسی شد


عقیق
: حاج عبدالرضا هلالی که صبح امروز برای عمل جراحی ترمیم حنجره و بهبود مجرای تنفس در بیماستان خاتم الانبیا(ص) بستری شده بود دقایقی پیش به هوش آمد و حال عمومی وی رو به بهبود است و فردا از بیمارستان مرخص خواهد شد.

حاج روح الله بهمنی در گفت و گو با عقیق از تمامی دوستداران اهل بیت خواست برای سلامتی این ذاکر سیدالشهدا(ع) دعا کنند.


حدیث روز/ دعای امام علی علیه‌السلام در طلب باران

امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام:‌

بار خدایا، کوه‌هاى ما از خشکى شکافته و زمین ما تیره شده. ستورانمان تشنه‌اند و در آغل‌هاى خود سرگشته‌اند. همانند مادران فرزند مرده مى‌نالند. از آمد و شدهاى بیهوده به چراگاه‌ها ملول شده‌اند و از اشتیاق به آبشخورها به ستوه آمده‌اند. (بار خدایا، ترحم فرماى به ناله گوسفندان و شوق ماده شتران به آبشخورها.)

بار خدایا، ترحم فرماى به سرگشتگى آنها، آنگاه که در راه می‌روند و به ناله‌هایشان، آنگاه که به آغلهایشان در مى‌آیند.
بارخدایا، بیرون آمده ایم به سوى تو، هنگامى که خشکسالى چونان اشترى لاغر بر سر ما آمده . و ابرهاى باران‌زاى نه بدان گونه‌اند که مى نمایند.

اى خداوند، تویى امید دردمندان و چاره ساز خواهندگان، در هنگامى که مردمان نومید شده‌اند و ابر، باران خود را باز داشته و چرندگان هلاک شده‌اند تو را مى خوانیم.

بار خدایا که ما را به اعمالمان مؤاخذه نفرمایى و به گناهانمان مگیرى، رحمت خود را با ابرهاى بارنده‌ات و بهار پربارانت و روییدنیهاى شادى افزایت بر ما ارزانى دار.
از تو بارانى درشت و تندبار مى خواهیم تا آنها را که مرده اند زنده سازى و آنچه را که از دست رفته است تدارک فرمایى.

اى خداوند، بارانى از تو مى خواهیم جانبخش و سیراب کننده که همه را دربر گیرد و به همه جاى برسد. بارانى پاکیزه ، برکت دهنده ، گوارا و پر نعمت ، که گیاهش بسیار بود و شاخه هایش پربار و برگهایش تر و تازه که بدان بندگان ناتوانت را تن و توش دهى و بلاد مرده ات را زنده گردانى.

بار خدایا، بارانى عطا کن تا زمینهاى بلند پر علف شوند و در زمینهاى پست آب روان گردد و پیرامون ما سبز و خرم شود و میوه هایمان فراوان گردد و ستورانمان به راحت رسند و مردمان دور از ما نیز از آن تمتع برند و صحراها و مزارع آفتاب زده ، از آن بهره مند گردند....


متن حدیث:

اللَّهُمَّ قَدِ انْصَاحَتْ جِبَالُنَا، وَ اغْبَرَّتْ اءَرْضُنَا، وَ هامَتْ دَوابُّنا، وَ تَحَیَّرَتْ فِی مَرَابِضِها، وَ عَجَّتْ عَجِیجَ الثَّکالَى عَلَى اءَوْلادِها، وَ مَلَّتِ التَّرَدُّدَ فِی مَراتِعِهَا، وَ الْحَنِینَ إ لى مَوارِدِها.
اللَّهُمَّ فَارْحَمْ اءَنِینَ الْآنَّةِ، وَ حَنِینَ الْحَانَّةِ.
اللَّهُمَّ فَارْحَمْ حَیْرَتَها فِی مَذاهِبِها، وَ اءَنِینَها فِی مَوَالِجِها.
اللَّهُمَّ خَرَجْنا إِلَیْکَ حِینَ اعْتَکَرَتْ عَلَیْنا حَدابِیرُ السِّنِینَ، وَ اءَخْلَفَتْنا مَخایِلُ الْجُودِ، فَکُنْتَ الرَّجَاءَ لِلْمُبْتَئِسِ، وَ الْبَلاغَ لِلْمُلْتَمِسِ، نَدْعُوکَ حِینَ قَنِطَ الْاءَنامُ، وَ مُنِعَ الْغَمامُ، وَ هَلَکَ السَّوامُ، اءَلا تُؤ اخِذَنا بِاءَعْمالِنا، وَ لا تَأْخُذَنا بِذُنُوبِنا، وَ انْشُرْ عَلَیْنا رَحْمَتَکَ بِالسَّحابِ الْمُنْبَعِقِ، وَ الرَّبِیعِ الْمُغْدِقِ، وَ النَّباتِ الْمُونِقِ، سَحّا وَابِلاً، تُحْیِی بِهِ ما قَدْ ماتَ، وَ تَرُدُّ بِهِ ما قَدْ فاتَ.
اللَّهُمَّ سُقْیا مِنْکَ، مُحْیِیَةً، مُرْوِیَةً، تَامَّةً، عَامَّةً، طَیِّبَةً، مُبَارَکَةً، هَنِیئَةً، مَرِیئَةً مَرِیعَةً، زاکِیا نَبْتُها، ثامِرا فَرْعُها، نَاضِرا وَرَقُها، تُنْعِشُ بِهَا الضَّعِیفَ مِنْ عِبَادِکَ، وَ تُحْیِی بِهَا الْمَیِّتَ مِنْ بِلاَدِکَ.
اللَّهُمَّ سُقْیا مِنْکَ تُعْشِبُ بِهَا نِجَادُنَا، وَ تَجْرِی بِها وِهَادُنَا، وَ یُخْصِبُ بِها جَنَابُنا، وَ تُقْبِلُ بِها ثِمارُنا، وَ تَعِیشُ بِها مَواشِینا، وَ تَنْدَى بِها اءَقَاصِینا، وَ تَسْتَعِینُ بِها ضَواحِینا، مِنْ بَرَکاتِکَ الْواسِعَةِ، وَ عَطایاکَ الْجَزِیلَةِ عَلَى بَرِیَّتِکَ الْمُرْمِلَةِ، وَ وَحْشِکَ الْمُهْمَلَةِ....

 

«نهج البلاغه، خطبه114»

حرم عسکریین: مسجد و مرقد و مزار امام هادی و امام حسن عسکری (شهر سامرا)

«مفتاح خزائن الوجوب و حافظ مکامن الغیوب ، الناصح الزکی و الهادی المتقی ، طیار جو الازل و الابد ، الامام النقی علی بن محمد علیه السلام»


«البحر الزاخر و النور الزاهر ، عنقاء قاف القدم و الصاعد مرقات الهمم ، الموتمن العسکری الامام حسن بن علی علیه السلام»

حضرت امام علی النقی امام دهم و امام حسن عسکری امام یازدهم شیعیان در حرم سامرا به خاک سپرده شده‌اند. 

همچنین نرگس خاتون مادر حضرت حجت بن الحسن ( حضرت مهدی عج صاحب الزمان) و حکیمه خاتون دخترحضرت امام جواد (امام نهم) و عمهٔ امام علی النقی نیز در حرم شهر سامرا بخاک سپرده شده‌اند.

سرداب غیبت (محل آغاز غیبت امام عصر حضرت مهدی (عج) ) نیز در ضلع غربی حرم سامرا واقع است. جعفر کذاب و ابوهاشم جعفری نیز در همین مکان بخاک سپرده شده‌اند.


حضرت امام حسن عسکری (ع ) 


امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش فرزند نهايت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شايسته است پرورش دهد . 

اين زن پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنيا رحلت کرد . کنيه آن حضرت ابامحمد بود .


صورت و سيرت امام حسن عسکری (ع ) 

امام يازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای سياه کمانی ، چشمانی درشت و پيشانی گشاده داشت . 

دندانها درشت و بسيار سفيد بود . خالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری (ع ) بيانی شيرين و جذاب و شخصيتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بي نظير برای قرآن مجيد بود . 

راه مستقيم عترت و شيوه صحيح تفسير قرآن را به مردم و به ويژه برای اصحاب بزرگوارش - در ايام عمر کوتاه خود - روشن کرد .


شخصیت امام هادی(علیه السلام)

شرح مختصري از زندگاني حضرت امام هادي(ع)

«امام ابوالحسن علي النقي الهادي»(ع) پيشواي دهم شيعيان، در نيمه ذيحجه سال 212 هجري دراطراف مدينه در محلي به نام«صريا» به دنيا آمد. پدرش پيشواي نهم، امام جواد(ع) و مادرش«سمانه» بانوئي گرامي، بافضيلت و تقوا بود. مشهورترين القاب امام دهم«نقي» و«هادي» است، و به آن حضرت«ابوالحسن الثالث» نيز مي گويند. امام هادي(ع) در سال 220 هجري پس از شهادت پدر گرامي اش بر مسند امامت نشست و در اين هنگام هشت ساله بود. مدت امامت آن بزرگوار 33 سال و عمر شريفش 41 سال و چند ماه بود و در سال 254 در شهر سامراء به شهادت رسيد.

خلفاي معاصر حضرت

امام هادي در مدت امامت خود با چند تن از خلفاي عباسي معاصر بود که به ترتيب زمان عبارتند از:
1- معتصم، برادر مامون(217 - 227).
2- واثق، پسر معتصم(227 - 232).
3- متوکل، برادر واثق(232 - 248).
4- منتصر، پسر متوکل(6 ماه).
5- مستعين، پسر عموي منتصر(248 - 252).
6- معتز، پسر ديگر متوکل(252 - 255).

امام هادي در زمان خليفه اخير مسموم گرديد و به شهادت رسيد و در خانه خود به خاک سپرده شده است.

اوضاع سياسي، اجتماعي عصر امام(ع)

اين دوره از خلافت عباسي ويژگي هايي دارد که آن را از ديگر دوره ها جدا مي سازد.

1- زوال هيبت و عظمت خلافت: خلافت، چه در دوره اموي و چه در دوره عباسي، براي خود هيبت و جلالي داشت، ولي در اين دوره بر اثر تسلط ترکان و بردگان بر دستگاه خلافت، عظمت آن از بين رفت و خلافت هم چون گويي به دست اين عناصر افتاد که آن را به هر طرف مي خواستند پرتاب مي کردند، و خليفه عملا يک مقام تشريفاتي بود، ولي در عين حال هر موقع خطري از جانب مخالفان احساس مي شد خلفا و اطرافيان و عموم کارمندان دستگاه خلافت، در سرکوبي آن خطر نظر واحدي داشتند.

2- خوش گذراني و هوس راني درباريان: خلفاي عباسي در اين دوره به خاطر خلايي که بر دستگاه خلافت حکومت مي کرد، به شب نشيني و خوش گذراني و مِي گساري مي پرداختند و دربار خلافت غرق در فساد و گناه بود. صفحات تاريخ اخبار شب نشيني هاي افسانه اي آنان را ضبط نموده اند.

3- گسترش ظلم و بيدادگري و خودکامگي: ظلم و جور و نيز غارت بيت المال و صرف آن در عياشي ها و خوشگذراني ها جان مردم را به لب آورده بود.

4- گسترش نهضت هاي علوي: در اين مقطع از تاريخ، کوشش دولت عباسي بر اين بود که با ايجاد نفرت در جامعه نسبت به علويان، آن ها را تار و مار سازد. هر موقع کوچک ترين شبحي از نهضت علويان مشاهده مي شد، برنامه سرکوبي بي رحمانه آنان آغاز مي گشت، و علت شدت عمل نيز اين بود که دستگاه خلافت با تمام اختناق و کنترلي که برقرار ساخته بود، خود را متزلزل و ناپايدار مي ديد و از اين نوع نهضت ها سخت بيمناک بود. شيوه علويان در اين مقطع زماني اين بود که از کسي نامي نبرند و مردم را به رهبري«شخص برگزيده اي از آل محمد(ص)» دعوت کنند، زيرا سران نهضت مي ديدند که امامان معصوم آنان، در قلب پادگان نظامي«سامراء» تحت مراقبت و مواظبت مي باشند و دعوت به شخص معين مايه قطع رشته حيات او مي گردد. اين نهضت ها و انقلاب ها بازتاب گسترش ظلم و فشار بر جامعه اسلامي در آن عصر بود و نسبت مستقيمي با ميزان فشار و اختناق داشت، به عنوان نمونه در دوران حکومت«منتصر» که تا حدي به خاندان نبوت و امامت علاقه مند بود و در زمان او کسي متعرض شيعيان وخاندان علوي نمي شد، قيامي صورت نگرفت. تواريخ، تنها در فاصله سال 219 تا 270 قمري، تعداد 18 قيام ضبط کرده اند. اين قيام ها نوعا با شکست روبرو شده، توسط حکومت عباسي سرکوب مي گشتند.

علل شکست قيام ها

علل شکست اين نهضت ها و قيام ها را از يک سو بايد در ضعف رهبري و فرماندهي اين نهضت ها جستجو کرد و از طرف ديگر در طرفداران و ياران اين رهبران: رهبران نهضت ها نوعا داراي برنامه صحيح و کاملي نبودند و نابساماني هايي در کار آن ها وجود داشت و از طرف ديگر قيام آن ها صد در صد رنگ اسلامي نداشت و از اين جهت معمولا مورد تاييد امامان زمان خود قرار نمي گرفتند. البته گروهي از ياران و طرفداران اين قيام ها مردمي مخلص و شيعيان واقعي بودند که تا سر حد مرگ براي اهداف عالي اسلامي مي جنگيدند، ولي تعداد اين دسته کم بود و غالب مبارزين کساني بودند که اهداف اسلامي روشني نداشتند، بلکه در اثر ظلم و ستمي که بر آنان وارد مي شد، ناراحت شده و در صدد تغيير اوضاع برآمده بودند. اين گروه، در صورت احساس شکست و يا احتمال مرگ، رهبر خود را تنها گذاشته، از اطراف او پراکنده مي شدند. چنان که اشاره شد، اگر بسياري از اين انقلاب ها مورد تاييد امامان قرار نمي گرفت، يا به اين دليل بود که صد در صد اسلامي نبودند و در اهداف آن ها و رهبران آن ها انحراف هايي مشاهده مي شد و يا طراحي و برنامه ريزي آن ها طوري بو دکه شکست آن ها قابل پيش بيني بود، و لذا اگر امام آشکارا آن ها را تاييد مي کرد، در صورت شکست قيام، اساس تشيع و امامت و هسته اصلي نيروهاي شيعه در معرض خطر قرار مي گرفت.

فعاليت هاي مخفي امام

آن گونه که جدول مدت حکومت خلفاي عباسي نشان مي دهد، از ميان آنان متوکل از همه بيشتر با امام هادي معاصر بوده است، از اين رو موضع گيري او را در برابر امام ذيلا توضيح مي دهيم: متوکل نسبت به بني هاشم بد رفتاري و خشونت بسيار روا مي داشت. او به آنان بدگمان بود و همواره آنان را متهم مي نمود. وزير او«عبيدالله بن يحيي بن خاقان» نيز پيوسته از بني هاشم نزد متوکل سعايت مي نمود و او را تشويق به بدرفتاري با آنان مي کرد. متوکل در خشونت و اجحاف به خاندان علوي گوي سبقت را از تمامي خلفاي بني عباس ربوده بود. متوکل نسبت به علي(ع) و خاندانش کينه وعداوت عجيبي داشت و اگر آگاه مي شد که کسي به حضرت علاقه مند است، مال او را مصادره مي کرد و خود او را به هلاکت مي رساند. براساس همين ملاحظات بود که حضرت هادي(ع) بويژه در زمان متوکل، فعاليت هاي خود را به صورت سري انجام مي داد و در مناسبات خويش با شيعيان نهايت درجه پنهان کاري را رعايت مي کرد. مؤيد اين معنا حادثه اي است که آن را مورخان چنين نقل کرده اند: «محمدبن شرف» مي گويد: همراه امام هادي(ع) در مدينه راه مي رفتم. امام فرمود: آيا تو پسر شرف نيستي؟ عرض کردم: آري. آن گاه خواستم از حضرت پرسشي کنم، امام بر من پيشي گرفت و فرمود: «ما در حال گذر از شاهراهيم و اين محل، براي طرح سؤال مناسب نيست»!. اين حادثه شدت خفقان حاکم را نشان مي دهد و ميزان پنهان کاري اجباري امام را به خوبي روشن مي سازد. امام هادي(ع) در برقراري ارتباط با شيعيان که در شهرها و مناطق گوناگون و دور و نزديک سکونت داشتند، ناگزير همين روش را رعايت مي کرد و وجوه و هدايا و نذور ارسالي از طرف آنان را با نهايت پنهان کاري دريافت مي کرد. يک نمونه از اين قبيل برخورد، در کتب تاريخ و رجال چنين آمده است: «محمدبن داود قمي» و«محمد طلحي» نقل مي کنند: اموالي از«قم» و اطراف آن که شامل«خمس» و نذور و هدايا و جواهرات بود، براي امام ابوالحسن هادي حمل مي کرديم. در راه، پيک امام رسيد و به ماخبر داد که بازگرديم، زيرا موقعيت براي تحويل اين اموال مناسب نيست. ما بازگشتيم و آن چه نزدمان بود، هم چنان نگه داشتيم تا آن که پس از مدتي امام دستورداد اموال را بر شتراني که فرستاده بوديم بار کنيم و آن ها را بدون ساربان به سوي او روانه کنيم. ما اموال را به همين کيفيت حمل کرديم و فرستاديم. بعد از مدتي که به حضور امام رسيديم، فرمود: به اموالي که فرستاده ايد، بنگريد! ديديم در خانه امام، اموال به همان حال محفوظ است.

 

ادامه نوشته